تبليغاتX
باران-برگ -
خون روي چانه ام را با دستمال پاك ميكنم...

عشق من!

عزيزم!

دوستم!

دعوتم نكن به سكوت...

تر جيح ميدهم همه چيزم را از دست بدهم تا

اينكه يك بي همه چيز باشم...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 23:8  توسط سيمين شريفي